ماهنامه امتداد
شماره 33، مهر 1387
صفحات (33-33)
از اينكه نامم را حسين گذاشتي ممنونم
نقي رحماني
كمكهاي مردمي
حاج حسين در نامهاي به من نوشت:
مادرم سلام
من به دستور تو عمل كردم و به فرمان تو گردن نهادم. آرزوي تو را برآورده كردم. مادر، مرا ببخش و حلالم كن و از من راضي باش. مادر، تو شيرم دادي و بزرگم كردي. تو مهر حسين(ع) را آن زمان كه مرا به دنيا آوردي و شيرم ميدادي در دلم جاي دادي. تو بودي كه سر گهوارهام زمزمه ميكردي و از كربلاي حسين(ع) ميگفتي و گريه ميكردي، كه بيمناسبت نبود.
آنقدر به سرور شهيدان حضرت حسين بنعلي(ع) علاقهمند بودي كه مرا حسين نام نهادي. خوشحالم از اسم زيبايي كه برايم انتخاب كردي، گرچه من لايق اين نام مقدس نبودم و نيستم، ولي مفتخر و سرافرازم. خدايا، مادرم را به خاطر محبتهايي كه در حقّم نمود و زحمتهايي كه برايم متحمل شد، ببخش و در جوار رحمت خود جاي داده و او را با حضرت زهرا(س) محشور گردان.
راوي: حاجيه خانم سيده سكينه بيگم طيبينژاد ـ مادر شهيدان حاج حسين و علياصغر بصير
نگاهتان هنوز نگهبان است
زهرا بروزن
نامهاي به شهيد به مقصد بهشت
ميخواهم اعتراف كنم وقتي كه عكسهاي شما را بر روي ديوارها ميبينم، غوغا و آشوبي در درونم فوران ميكند خودم را ميبازم. نگاهتان نگاه خدايي است و مانند كماني است كه از دور شيطان را هدف ميگيرد. وقتي از دور به مزار پاكتان نظاره ميكنم، احساس ميكنم گمشدهام را كه سالها به دنبالش ميگشتم پيدا كردم. نميدانم چگونه اين همه زحمت كه شما براي ايران كشيدهايد جبران كنم، اين شماها بوديد كه با نثار جان خود كشور را نجات داديد. من از اول زندگيام با جوانمردي شما رشد كردم. اين شما بوديد كه ما را از سلطه شرق و غرب نجات داديد. نميدانم اگر شما نبوديد ما هماكنون در زير سلطه كدامين كشور بوديم. آيا زنده بوديم يا نه؟ چه فرقي ميكرد اگر زنده هم بوديم «زندگي در زير پرچم سلطه يعني همان مرگ.» اي شهيد، اين جمله را تو به من آموختي. من، اين آزاديام، دانشم، استقلالم را مديون شما هستم. شما عزيزان براي اينكه بتوانيد كشور را آزاد كنيد با مرگ و اسارت و تركش پيمان دوستي بستيد و براي اينكه بتوانيد كودكان را نجات دهيد، از فرزندان خود گذشتيد.