ماهنامه امتداد
شماره 33، مهر 1387
صفحات (28-28)
هورا... نوبل، هورا... هلوكاست!
علي اديب قفقازي
معبر
به مناسبت اينكه فلسطين هنوز مسئله اول جهان اسلام است.
نگراني ندارد اينكه. من ميگويم ندارد بگو چشم! ناسلامتي تو داري در قرن 20 و 21 ميلادي زندگي ميكني. بايد دلت بسوزد به حال آنها كه قرنشان 14 يا 15 آفتاب ـ مهتابايست. اين از خوشبياري ماست كه در دو قرن اولي هستيم. همهجا جامعة مدني، همهجا حقوق بشر، هرچه دلت بخواهد و عشقت بكشد آزادي بيان. دموكراسي و موبوكراسي ريخته فتوفراوان، عينهو سنگ و كلوخ. ديگر چه ميخواهي جز شير مرغ و جان آدميزاد؟ بچكان چكهچكه كند آن انگشتهايت روي ماشههايت و كرور كرور آدم بكشي، ميليون ميليون جان آدميزاد بگيري. اصلاً به خاطر همين ابتكارت و اختراعت و كشف و اكتشافت است كه جايزة بزرگ آشتي نوبل ميزني زير بغلات ميبري خانهات و چند جمله هم در حقشناسي و تشكر از جامعة جهاني واسة خاطر دادن جايزه بر زبان ميراني، عينهو عرعر:
«من چيزي به نام اصول بينالمللي نميشناسم.(1) من قول ميدهم هر كودك فلسطيني را كه در اين منطقه به دنيا بيايد، بسوزانم. (هلوكاست) زن و كودك فلسطيني به مراتب از مرد فلسطيني خطرناكتر هستند؛ چرا كه وجود يك كودك فلسطيني، شانة تداوم نسلهايي است كه در آينده خواهد آمد. من حتي اگر يك شهروند معمولي اسرائيل هم بودم، زماني كه يك فلسطيني را ميديدم او را ميسوزاندم. (هلوكاست) و قبل از كشتن او را شكنجه ميكردم. (اعلامية جهاني جامعة جهاني 1 + 5 شوراي امنيت دربارة حقوق بشر)
--------------
1. آريل شارون، نخستوزير سابق رژيم صهيونيستي، در سال 1335 كه وزير جنگ آن رژيم اشغالي بود، پس از قتل عام صدها آوارة فلسطيني در منطقه رَفَح، با غرور در جمع خبرنگاران حاضر شد و اين مطالب را اعلام كرد. (هفتهنامه صبح صادق، شماره 176، ص 1، نقل از ماهنامة گلبرگ، آبان 1384، ص 108.)